ابراهيم عاملي ( موثق )

71

تفسير عاملي ( فارسي )

1 - زبان زكريّا بند شد كه تا سه روز نتوانست سخن بگويد مگر برمز و اشاره . 2 - نظر ابو مسلم است كه چون زكريّا نشانه اى خواست براى درستى و پيدايش اين خبر خوش به او گفتند : نشانه آن است تو مأمور شوى كه با كسى سخن نگوئى مگر به رمز كه هر وقت به تو دستور رسيد مشغول ذكر و تسبيح باش و با كسى سخن مگو و احتياجات خود را برمز بفهمان بدانكه آن موقع فرزند براى تو پيدا شده است . 3 - از قتاده نقل شده است : در مجازات اين تعجّب و پرسش گرفتار شد بآزارى كه زبانش بند شد و نتوانست سخن بگويد . « إِلَّا رَمْزاً » 41 فخر : با ضمّ واو و ميم و با فتح هر دو نيز قرائت شده است . « وَاذْكُرْ رَبَّكَ » 41 مجمع : اين معجزه ى بيشترى است كه نتواند با مردم سخن بگويد ولى بداند كه در ذكر خدا آزاد است . بعضى گفته‌اند : مقصود اين است كه روزه بگيرد چون در روزه به اشاره سخن مىگفتند . فى ظلال : گرچه زكريا در نويد به فرزند دو دل نبود ولى براى آرامش دل خود نشانه اى نمودار خواست تا او كه پيغمبر است از دو دلى و خارخارك آدميان آسوده باشد ، اين بود كه بايد تا سه روز زبانش در سخن گفتن با مردم بند باشد و چون دل او بسوى حقّ شد زبانش بذكر خدا باز مىشود . سخن ما : 1 - دنباله ى فرمان بمتابعت پيغمبر و اعلام به اين كه پيغمبران برگزيدگان هستند با اين آيات به ياد مىآورد سوابق آنها را كه مسيحيهاى آن روز از آن اطَّلاع داشتند و يهود هم كم و بيش تصديق داشتند تا معلوم شود آنهائى كه به مقام نبوّت رسيده‌اند بشهادت تاريخ گذشتگان داراى امتياز و برگزيدگى از جانب خدا بوده‌اند . 2 - از نظر سوابق تاريخى كه با سوادها از آن مطَّلع بودند و آن را باور داشتند يادآورى مىشود كه در طبيعت بر خلاف مرسوم و عادت هميشگى ممكن است حوادثى بقدرت خداوند نمودار شود كه قابل پيشبينى نباشد مانند پيدايش يحيى از پيرمرد و پيرزن سترون كه خودشان همچنين انتظارى نداشتند .